وب سایت در حال بارگزاری می باشد
لطفا صبر پیشه کنید...

آخرین اخبار مرکز

نمایش سوال چاپ سوال رده سنی : تاریخ ایجاد سوال : 1395/11/30

- اگر اشتباها سر بردارد و ببيند امام در سجده است بايد به سجده برگردد و چنانچه در هر دو سجده اين اتفاق بيفتد براى زياد شدن دو سجده كه ركن است نماز باطل نمى ‏شود.

- كسى كه اشتباها پيش از امام سر از سجده برداشته هرگاه به سجده برگردد،و هنوز به سجده نرسيده امام سر بردارد، نمازش صحيح است ولى اگر در هر دو سجده اين اتفاق بيفتد، نماز باطل است.

-اگر اشتباها سر از ركوع يا سجده بردارد و سهوا(غیر عمدی) يا به خيال اينكه به امام نمى ‏رسد به ركوع يا سجده نرود نمازش صحيح است.

استفتائات مقام معظم رهبری

نمایش سوال چاپ سوال رده سنی : تاریخ ایجاد سوال : 1395/11/30

زمانی که شخص شروع به نماز واجب نمود نمی تواند از روی اختیار نماز را رها کند، این کار حرام است. اما شکستن نماز مستحب اشکالی ندارد.
شکستن نماز واجب از روی اختیار حرام است ، ولی برای حفظ مال و جلوگیری از ضرر مالی یا بدنی مانعی ندارد .

 

نمایش سوال چاپ سوال رده سنی : تاریخ ایجاد سوال : 1395/11/30

خیر

مردمى که به دین اسلام ایمان نیاورده‌اند، دو گروه‌اند:
1. گروهى که اصطلاحاً به جاهل مقصر و کافر معروفند؛ یعنى اسلام به آنها رسیده و به حقانیت آن پى برده‌اند اما با لجاجت و سرکشى حاضر به پذیرش حق نیستند، که این گروه مستحق عذاب و خلود در آتش‌اند.
2. گروهى که اصطلاحاً به جاهل قاصر معروفند؛ یعنى یا اسلام و پیام آن به آنها نرسیده و یا بسیار ناقص و غیر واقعى به آنها عرضه شده است به قسمى که اسلام را در ردیف ادیان هند و چین و حداکثر یهودیت و مسیحیت می‌پندارند، چنین افرادى به خاطر صداقت در دین و آیین خود اهل نجات می‌باشند.

در قرآن دو گروه از آیات وجود دارد مبنی بر این که:

اولاً: اگر افرادی از اهل کتاب (همانند مسیحیان، یهودیان و صابئین)، ایمان به خدا و روز قیامت داشته و عمل نیک انجام دهند، خداوند به آنان پاداش مناسب عطا می فرماید. [1]

ثانیاً: اگر اشخاصی که هنوز حق به طور کامل برای آنها تبیین نگردیده و نسبت به آن، عنادی هم ندارند، در آخرت منتظر تصمیم خداوند می مانند. واژه های مستضعفین و اصحاب اعراف در مورد این گونه افراد است. [2]

از مجموعه این آیات می توان نتیجه گرفت که اگر اشخاصی وجود داشته باشند که هنوز اسلام را نپذیرفته، ولی نسبت به آن دشمنی نداشته و در راه رسیدن به آنچه حق است، تلاش می نمایند و علاوه بر آن، از انجام کارهای نیک نیز غافل نمی باشند، می توان امید فراوانی داشت که مشمول رحمت واسعه الاهی گردند.

 

[1] بقره ، 62؛ مائده، 69؛ حدید، 27.

[2] اعراف، 46؛ نساء، 97 و 98. و نیز روایتی در همین زمینه در کتاب کافی ج 2، ص 383-382 وجود دارد.

نمایش سوال چاپ سوال رده سنی : تاریخ ایجاد سوال : 1395/11/30

نگاه کردن به تمام سر و بدن و موهای زنان نامحرم به استثنای گردی صورت آنها تا حدی که در وضو شسته می شود و دست ها تا مچ، حرام است خواه با قصد لذت باشد یا بدون آن و نگاه به صورت و دست ها تا مچ اگر با قصد لذت باشد باز حرام است ولی اگر با قصد لذت نباشد و ترس افتادن به گناه هم در بین نباشد اشکال ندارد.نگاه اتفاقی و غیر عمدی حرام نیست اما باید انسان سعی كند كه سریعاً نظر خود را برگرداند و دوباره نگاه نکند.

دفتر مراجع تقلید :حضرات آیات سیستانی ،مکارم شیرازی ،خامنه ای حفظهم ا...

امام صادق (علیه السلام ) فرمودند:نگاه به نامحرم تیری است زهر آلود از ناحیه ی شیطان.آنچه از مجموع آيات، روايات به دست مي آيد اين است كه: چشم چراني هاي هوس آلود بدحجابي و بي حجابي زنان و دختران بي بند و بار از جمله عوامل مؤثر در ايجاد اضطراب ونگراني افراد و خانواده ها و هرج و مرج و ناامني در جامعه به حساب مي آيد.همچنین شخص علاوه بر ابتلا به عواقب دنيوی از عذاب و شكنجه الهي نيز بي نصيب نمي ماند. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود : آن كه چشمانش را از نگاه به زن نامحرم پر كند، روز قيامت، خداوند چشمانش را با ميخ هاي آتشين و از آتش پر كند، تا وقتي كه به حساب مردم رسيدگي كند، سپس امر مي شود كه او را به جهنم ببرند.در روایات آمده است: «هیچ مسلمانى نیست که چشمش به نامحرم بیفتد و برای خدا از آن، روی برگرداند، مگر این‌که خداوند به او توفیق عبادتى دهد که شیرینى آن‌را در قلبش مى‏یابد».
در روایات توصیه شده است هنگام دیدن نامحرم ، به آسمان نگاه کنید که این کار پاداش دارد.

چشم تابعی از روح تقواست که اگر در آدمی پدیدار شد به تبع آن کنترل چشم نیز به دنبال آن خواهد آمد و راهی که صد درصد گناه نکردن در تمام زندگی را تضمین کند برای افراد عادی بشر چیز سهلی نیست؛ زیرا انسان موجودی مختار و دارای تمایلات گوناگون است. و با عزمی آهنین و مبارزه‏ای دائمی و تدریجی با نفس می‏توان به چنین جایگاه رفیعی دست یافت.
خداوند متعال برای اینکه حریم ناموس مسلمانان حفظ شود، نگاه های هوس آلود را از طرف زن و مرد نامحرم، ممنوع اعلام کرده و به رسول اعظم فرموده است:
(قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یغُضّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ .... وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَتِ یغْضضنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ)؛
ای رسول ما! به مردان مومن بگو چشم های خود را از نگاه به نامحرمان فروگیرند ... و به زنان با ایمان نیز اعلام کن تا دیدگان خود را از هر نامحرمی فروگیرند.
برای مصونیت جامعه از انحرافات جنسی، بهترین راه «پوشش اسلامی» و «اجتناب از نگاه های حرام» است؛ چرا که نگاه به نامحرم، زمینه فسادهای بعدی را فراهم می کند
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:
«النَّظَرُ سَهْمٌ مَسْمُومٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیسَ فَمَنْ تَرَکهَا خَوْفاً مِنَ اللَّهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ إِیمَاناً یجِدُ حَلَاوَتَهُ فِی قَلْبِه؛
نگاه به نامحرم، تیری از تیرهای شیطان است. هر کس آن را به خاطر ترس از خدا ترک کند، خداوند نیز به او ایمانی می بخشد که در دلش لذت شیرینی آن را احساس می کند
خداوند متعال وعده داده است که هر کس از نگاه های حرام چشم بپوشد، لذت ایمان را به او بچشاند.
در تاریخ، قصه حضرت یوسف و داستان ابن سیرین در این زمینه معروف است. آیت الله سید محمد هادی میلانی در مورد شیخ رجبعلی خیاط فرمود است:
او به خاطر کفّ نفس و خویشتن داری در نگاه به حرام، مورد عنایت خداوند قرار گرفت.
پیامبر اکرم درباره نگاه های هوس آلود، به نتیجه و عکس العمل تکوینی آن نیز اشاره کرده و فرموده است:
«عفُّوا عَن نساء الناس تَعِفَّ نُساءَکم
در مورد زنان مردم عفت بورزید تا دیگران نیز در مورد زنان شما عفت بورزند و زنان شما از تعرض نامحرمان در امان بمانند».
امام صادق (ع) فرمود:
« إِیَّاکُمْ وَ النَّظْرَةَ فَإِنَّهَا تَزْرَعُ فِی الْقُلُوبِ الشَّهْوَةَ وَ کَفَی بِهَا لِصَاحِبِهَا فِتْنَة ،
نگاه کردن بعد از نگاه کردن (تکرار نگاه) در قلب آدمی تخم شهوتی را کشت می کند که از جهت فتنه بودن برای صاحب نگاه کافی است

بهترین راه منصرف کردن نگاه و دیده، بازداشتن نگاه از تیزی و خیره نگاه نمودن است. حضرت علی (ع) فرمود: «کسی که چشم خود را پایین اندازد، دلش آسوده گردد، تأسف کمتر خورد و از نابودی در امان ماند». هم‏چنین می‏فرماید: «هر که نگاه‏هایش پاک باشد، اوصافش نیکو شود»؛ «کسی که عنان چشم خود را رها کند، زندگی‏ اش را به زحمت می‏ اندازد»؛ «کسی که نگاه هایش پیاپی باشد، حسرت‏ هایش دائمی و پیاپی خواهد بود»و نیز فرمود: «بسا هوسی از نیم نگاهی حاصل است»

نمایش سوال چاپ سوال رده سنی : تاریخ ایجاد سوال : 1395/11/30

بله

در عالم هستى برخى از موجودات غيرمحسوس‏اند و با حواس طبيعى و عادى، قابل درك نيستند. يكى از اين موجودات «جن» است. جن كه در اصل معنا و مفهوم «پوشيدگى» دارد، از چشم انسان پوشيده است. قرآن وجود اين موجود را تصديق كرده و سوره‏اى به نام «جن» نيز در قرآن وجود دارد. در قرآن گاهى از اين موجود به «جانّ» نيز ياد مى‏شود. الرحمن / 39 و حجر/ 27.

ماهيت و حقيقت اين موجودات، چندان براى ما روشن نيست؛ ولى از پاره‏اى آيات و روايات مى‏توان به برخى از مشخصات اين موجود دست يافت، از جمله:

1- از آتش آفريده شده و خلق آن پيش از خلق انسان است. حجر/ 27 - الرحمن/ 15.

2- جن نيز مانند انسان مكلف و مسؤول است. ذاريات/ 56.

3- دسته‏اى از آنها مؤمن و گروهى كافر، عده‏اى از آنها نيك‏كردار و برخى از آنها زشت‏كردارند. جن / 11 و 14 و 15 - احقاف / 31.

4- بعضى از آنها مرد و مذكر و پاره‏اى ديگر زن و مؤنث هستند و توليد نسل نيز مى‏كنند. جن/ 6.

5- آنها زندگى مى‏كنند و مى‏ميرند. احقاف / 18.

جن ها در زمین وجود دارند ولی به چشم دیده نمی شوند وآزار واذیت به انسان نمی رسانند.آنچه مسلم است جن نيز مانند انسان موجودى است جسمانى؛ با اين تفاوت كه انسان از خاك و جن از آتش است. به هر ترتيب، مكان اصلى آنها همين زمين است.

عوام مردم‌، خرافات زيادي درباره اين موجود ساخته‌اند كه با عقل و منطق سازگاري ندارد؛ از جمله اينكه آنها را با اشكال غريب و عجيب و وحشتناك و موجوداتي دُم‌دار و سم‌دار، موذي و پرآزار، كينه‌توز و بدرفتار مي‌توان ديد كه ممكن است از ريختن يك ظرف آب داغ در يك نقطه‌، خانه‌هايي را به آتش كشند! و يا اينكه از فلز(آهن) مي‌ترسند! و يا اينكه اگر سوزني به آنها آويزان كني‌، ديگر قادر به محو شدن ازچشم انسان نيستند وهرکاری انسان بخواهد انجام می دهند! و موهومات ديگري از اين قبيل‌. در حالي كه اين خرافات‌، هيچ كدام در آيات قرآن و روايات اسلامي نيامده است‌.( تفسير نمونه‌، آية الله مكارم شيرازي و ديگران‌، ج 25، ص 154ـ157/ تفسير الميزان‌، علامه طباطبايي‌‌، ج 20، ص 42ـ50)

نمایش سوال چاپ سوال رده سنی : تاریخ ایجاد سوال : 1395/11/30

غسل‌های واجب هفت است:

اوّل: غسل جنابت.

-- کسی که منی از او خارج میشود واجب است برای برخی کارها غسل کند.این غسل را غسل جنابت میگویند.

مراجع معظم تقلید در رساله های عملیه­ ی خود، چند نشانه برای منی بیان کرده اند. اگر رطوبتی از انسان خارج شود و نداند منی است یا بول یا غیر این ها، اگر: 1 ـ با شهوت بیرون آید،2 ـ با جستن بیرون آید و 3 ـ بعد از بیرون آمدن بدن سست شود، آن رطوبت حکم منی را دارد. اگر هیچ یک از این سه نشانه یا بعضی از اینها را نداشته باشد حکم منی را ندارد

بنابراین اگر این شرائط را نداشته باشد منی نمی باشد و در نتیجه هم پاک است و هم موجب غسل جنابت نمی شود.

غسل جنابت، به خودی خود مستحب است؛ ولی برای نماز و سایر چیزهایی که نیاز به طهارت دارد، مانند خواندن سوره هایی که سجده دارد و رساندن بدن به خط قرآن و صحیح بودن روزه ماه رمضان واجب می باشد.

لذا بیرون آمدن منی چه در خواب چه در بیداری باشد،چه کم باشد چه زیاد موجب غسل می شود یعنی شخص باید برای انجام اعمال خود نظیر نماز ، غسل جنابت کند.

دوم: غسل مسّ میت.

سوم: غسل میت.

چهارم: غسلی که به واسطه نذر و قسَم و مانند اینها واجب می‌شود.

پنجم و ششم و هفتم: مربوط به بانوان می باشد.

منبع: توضیح المسائل دوازده مرجع، ج1، ص221

 

غسل واجب یا مستحب را (به جز غسل میت) به دو صورت می‌توان انجام داد:

اول: ترتیبی
دوم: ارتماسی

در غسل ارتماسی باید بدن پاک باشد ولی در غسل ترتیبی پاک بودن تمام بدن لازم نیست و اگر تمام بدن نجس باشد و هر قسمتی را پیش از غسل دادن آن قسمت آب بکشد کافی است.
غسل ترتیبی

در غسل ترتیبی باید به نیت غسل، نخست سر و گردن، و سپس نیمهٔ راست بدن از گردن تا کف پا و دست راست و بعد نیمهٔ چپ بدن از گردن تا کف پا و دست چپ را بشوید.
غسل ارتماسی

در غسل ارتماسی باید آب در یک لحظه، تمام بدن را بگیرد. پس اگر به نیت غسل ارتماسی در آب فراوانی مانند استخر فرو رود.

(برای اطلاع از تفصیل احکام غسل به رساله بخش غسل مراجعه کنید)

نمایش سوال چاپ سوال رده سنی : تاریخ ایجاد سوال : 1395/11/30

قالَ رَبِّ انْصُرْني‏ بِما كَذَّبُونِ (مؤمنون،26)
 در مورد رفتار مسخره كنندگان با شما بايد بدانيد، وقتي كسي غيبت يا مسخره مي‌كند يا به شخصي تهمت مي زند از چند حال خارج نيست ؛
- يا نسبت به وي حسادت دارد يا بغض و كينه آنها در دلش مي باشد يا اينكه متكبر است و... . به هر حال اين رفتار زشت و بدي است كه در مورد شما انجام گرفته است و شما به عنوان يك مسلمان كه كتاب راهنمايش، قرآن شريف و الگوي رفتاريش سيره اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) است وظيفه اي داريد، آنهم دفع بدي با خوبي است.
اينجاست كه طوفاني در وجودشان برپا مي شود؛ وجدانشان تحت فشار شديدي قرار مي گيرد و بيدار مي گردد، انقلابي در درون جانشان صورت مي گيرد، شرمنده مي شوند، احساس حقارت مي كنند و براي طرف مقابل، عظمت قائل مي شوند. اينجاست كه كينه ها و عداوتها، با طوفاني از درون جان، برخاسته و جاي آنرا محبت و صميميت مي گيرد. (تفسير نمونه / ج 20 / ص 280 و 281)
روش و سيره پيامبر اكرم و ائمه معصومين (عليهم السلام) نيز چنين بوده و حتي در اكثر موارد، با كفار و دشمنان اسلام – در خارج از ميدان جنگ و جهاد – مهر عطوفت نشان مي دادند.
داستان كافري كه هر روزبر سر راه پيامبر (صل الله عليه و آله) مي رفت و بر سر مبارك ايشان شكمبه گوسفند و خاكستر مي ريخت، زبانزد دوستان و دشمنان اسلام قرار گرفت. قضيه امام حسن مجتبي (عليه السلام) با عربي كه به ايشان ناسزا گفت و پس از سكوتش حضرت به آنها فرمود (مضمون كلام حضرت اين بود كه ) : اگر گرسنه اي، برهنه اي، جا و مكان نداري و...ما به تو غذا و پوشاك و مسكن مي دهيم و... آن عرب فحاش به دست و پاي امام افتاد و ... . البته لازم به ذكر است كه اگر اين عمل ما باعث سوء استفاده طرف مقابل گردد، از روش ديگري بايد استفاده كنيم.
پس شما پرسشگر عزيز بهتر است:
1- اگر آنها از دوستانتان هستند، اولين كاري كه مي كنيد اين باشد كه، زشتي عملي كه آنها انجام داده را به رويشان نياوريد بلكه با تعريف از آنها نزد ديگران، محبت خويش را به ايشان برسانيد و در عوض ظلمي كه به شما شده، خوبيشان را نزد ديگران بيان و از آنها تعريف كنيد. به احتمال زياد، وقتي شما صبورانه به اين كار خود ادامه دهيد و با رفتار مهربانانه و دوستانه‌اي برخورد كنيد، از كار خويش شرمگين شده و در نحوه رفتار با شما تجديد نظر خواهند كرد و چه بسا به فرموده قرآن كريم تبديل به دوستي صميمي براي شما گردند.
2- در صورتي كه اين روش، موثر واقع نشد – كه بسيار كم اتفاق ميافتد – بهتر است نزد آنها برويد و به صورت چهره به چهره، و با آرامش و مهرباني از آنها سوال كنيد كه آيا بهتر نيست اگر عيبي در شما مي‌بينند آن را به خودتان بگويند؟ و اگر نيست، چرا نزد ديگران استهزا مي‌كنند؟ اگر به همين صورت كه عرض شد رفتار كنيد به احتمال زياد، آنها شرمنده خواهند شد و از شما عذر خواهي خواهند كرد، يا نهايتا به توجيه مي پردازند، كه همين نيز نشانه پشيماني است.
3- در پايان نيز چه به توافق رسيديد چه نه، به آنها بگوييد كه شما را بخشيدم و دوست دارم ارتباط بهتري با شما داشته باشم. (البته اگر آنها ويژگي‌هاي دوست خوب را دارند وگرنه به آرامي و در طول زمان، از آنها جدا شويد. معيارهاي دوست خوب را نيز مي‌توانيد از ما بخواهيد.)
4- بهترين روش رفتار با ديگران و جلب محبت را مى‏ توان از كلام رسول ‏اكرم(ص) آموخت كه فرمود: «هيچ يك از شما مؤمن نيست مگر اينكه براى ديگري آن را بخواهد كه براى خود مى‏خواهد» (بحارالانوار، ج 71، ص 234) بنابراين اگر روشى را دوست داريد كه مردم آنگونه با شما رفتار كنند، به همان روش با ديگران برخورد كنيد. هر چه را براى ديگران پيشنهاد مى‏كنيد همان بهترين روش است و شما نيز بر اساس آن با آنان رفتار كنيد. زيرا انسان جز انتظار خوش رفتارى از مردم ندارد، كمترين اهانتى را از سوى آنان نمى‏پذيرد راضى نيست كه كسى به آنها تهمت زند، و نمى‏پسندد كه كسى از معايب آنها پيش ديگران سخن بگويد هر چند آن عيوب را واقعا داشته باشد.
5ـ اگر خواستيد شخصى را نسبت به موضوعى متقاعد سازيد سعى نكنيد پيرامون آنچه شما مى‏خواهيد با آنها به جر و بحث بپردازيد بلكه آن حال از خواسته خود كوتاه بياييد و خواسته آنها را در نظر بگيريد آنگاه نظر خودتان را مطرح كنيد.
6ـ در روابط اجتماعى با ديگران سعى كنيد از انتقاد، سرزنش و گلايه خوددارى كنيد.
7ـ سعى كنيد نكات مثبت در رفتار و شخصيت ديگران را شناسايى كرده و آنها را به خاطر آن ويژگي ها و رفتارها، تحسين صادقانه داشته باشيد نه آنكه روى نكات منفى وى انگشت گذاشته آنها را مذمت كنيد.
8ـ سعى كنيد شنونده خوبى براى ديگران باشيد و ديگران را تشويق كنيد درباره خود با شما حرف بزنند.
9ـ به ديگران احترام بگذاريد و كارى كنيد كه احساس كنند مهم و با ارزش هستند و اين كار را صميمانه انجام دهيد.
10ـ در برخورد با ديگران با چهره‏اى گشاده و لبخند سخن را آغاز كنيد.
11ـ به جاى اينكه مستقيما به ديگران دستور دهيد كارى براى شما انجام دهند، خواسته خويش را به شكل سؤال طرح كنيد و به طور غيرمستقيم از آنها بخواهيد خواسته‏تان را عملى كنند.
12ـ اگر ديگران كارى براى شما انجام دادند، آنها را به هر طريقى كه ممكن است خوشحال كنيد و از آنها تشكر و قدردانى كنيد.
13- هر چند اصول كلي معاشرت يكسان است ولي ويژگي هاي شخصيتي و حقوقي ديگران متفاوت است و بايد متناسب با آن سطح، رفتار مناسب داشت.
14- گاهي انسان بخاطر عدم رعايت حد و حدود شوخي و جدي و يا همه امور را به شوخي گرفته و يا حداقل در ظاهر و در ابتداي امر جدي نگرفتن موضوع و رفتار شوخ طبعي فرد، ممكن است باعث آن شود كه ديگران تصوير جدي از فرد نداشته باشند و بي مهابا او را مسخره كنند و به خود اجازه دهند هرگونه كه مي‌خواهند با شخصيت آنها بازي كنند. بنابراين توصيه مي شود با رعايت حدود شوخي و جدي خود را از اين اتهام خارج كنيد.
15- از ارادتهاي بي جا نيز خودداري كنيد زيرا اگر اين نوع ارادتها از محدوده خود خارج شود، خود متهم به چاپلوسي مي شود و به قصد و نيت پاك و صحيح وي نيز در موارد خدمت رساني و كمك به ديگران نيز مخدوش مي شود.
16- عصباني و پرخاشگر نشويد زيرا باعث عكس العمل منفي در طرف مقابل و تخريب شخصيت در نگاه ديگران مي شود.
17- سكوت و تحمل بيجا نداشته باشيد و روحيه سلطه پذيري را از خود دور كنيد زيرا نه تنها خودتان دچار رنجش دروني مي شويد بلكه طرف مقابل را نسبت به رفتارش جسورتر مي كنيد.
18- براي رسيدن به موفقت نهايي، صبور باشيد، توكل داشته باشيد و ياد ائمه (عليهم السلام) و توسل به ايشان را از ياد نبريد.
19- به اين آيه توجه كنيد: «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً (فرقان63) و بندگان (واقعى خداى) رحمان كسانى‏ اند كه بر (روى) زمين با آرامش و فروتنى راه مى‏ روند، و چون نادانان آنها را (به گفتار ناروا) طرف خطاب قرار دهند آنها سلام (سخنى مسالمت‏آميز و دور از خشونت) گويند.»از جمله ويژگي‌هاي بندگان خاص خدا نداشتن كبر و غرور و خودخواهى است كه در تمام اعمال انسان و حتى در كيفيت راه رفتن او آشكار مى‏ شود زيرا ملكات اخلاقى هميشه خود را در لابلاى اعمال و گفتار و حركات انسان نشان مى‏ دهند، تا آنجا كه از چگونگى راه رفتن يك انسان مى‏ توان با دقت و موشكافى به قسمت قابل توجهى از اخلاق او پى‏ برد.
در ادامه آيه دومين وصف آنها را، حلم و بردبارى بيان مي‌كند؛ چنان كه قرآن در ادامه همين آيه مى‏گويد:« و هنگامى كه جاهلان آنها را مورد خطاب قرار مى‏دهند و به جهل و جدال و سخنان زشت مى‏پردازند در پاسخ آنها سلام مى‏ گويند»
سلامى كه نشانه بى اعتنايى توأم با بزرگوارى است، نه ناشى از ضعف، سلامى كه دليل عدم مقابله به مثل در برابر جاهلان و سبك مغزان است، سلام وداع گفتن با سخنان بى رويه آنها است، نه سلام تحيت كه نشانه محبت و پيوند دوستى است، خلاصه سلامى كه نشانه حلم و بردبارى و بزرگوارى است. اين دستور نوراني راه روشني در برخورد را اين گونه افراد براي ما ترسيم مي‌كند.
دوست عزيز، اميرمؤمنان در سخنى نورانى مى‏ فرمايند: «مَنْ اَصْلحَ سَريرتَه اصلحَ الله علانيتَه، و مَن عَمِلَ لِدينه كفاهُ اللّه‏ُ اَمَر دُنياهُ و مَن احسَنَ فيما بينَهُ و بين اللّه‏ِ كفاهُ الله ما بينَهُ و بين الناس؛ آن كس كه درون خود را اصلاح كند، خدا ظاهر [و شخصيت] آنها را نيكو مي‌فرمايد، و آنكه به كار دينش پردازد، خدا كار دنياى آنها را درست سازد، و آن كه رابطه خود و خدا را اصلاح نمايد، خدا نيز رابطه آنها و مردم را نيكو مي‌نمايد» (نهج‏البلاغه، حكمت 89)

نمایش سوال چاپ سوال رده سنی : تاریخ ایجاد سوال : 1395/11/30

درس خواندن یک هنر است؛ این واقعیتی است که نمی‌توان آن را انکار کرد. درس خواندن به عنوان یکی از ستون‌های اصلی یادگیری، اصول و راهکارهایی دارد که باید فراگرفته شود.

یکی از شرایط اساسی مطالعه ، تمرکز حواس است باید سعی کنید تمرکزتان را افزایش دهید و در زیر در خصوص تمرکز و مطالعه مطالبی برای شما قرار می دهیم:

تمرکز، در لغت، به معنی تراکم، فشردگی مجموعه و چکیده و در اصطلاح، یعنی حفظ و نگه داری توجه و تمرکز حواس روی موضوعی معین بدون تمرکز، حواس یادگیری، مثمرثمر نخواهند بود. همه افراد، توانایی تمرکز دارند؛ چون تمرکز، امری نسبی است و کسی نمی تواند ادعا کند که کاملاً حواس پرت است و یا همیشه تمرکز حواس دارد.

شاید شما تا به حال خیلی به حواس پرتی فکر کرده باشید و بارها از خود پرسیده باشید که چرا گاهی به هنگام مطالعه، حواس آدم پرت می شود؟ ما نمی دانیم که شما برای این سؤال خود چه جوابی پیدا کرده اید؛ اما پاسخ صحیح این پرسش را به شما می گوییم:

«حواس پرتی، چیزی نیست جز تمایل ذاتی ذهن به درگیری و فعالیت».

ذهن شما، همواره می خواهد درگیر و مشغول باشد؛ بنابراین، اگر آن چه اکنون انجام می دهید، در شما درگیری و مشغولیت ذهنی ایجاد کند، فکر شما دیگر احساس نمی کند که جای دیگری برود و در آن جا درگیر شود؛ اما اگر در انجام این کار، درگیری ذهنی ایجاد نشود، ذهن شما شتابان به جایی می رود تا خود را در آن جا مشغول کند و این، همان حواس پرتی است.

ایجاد تمرکز، اکتسابی است
بیشتر افراد گمان می کنند که تمرکز، یک امر ذاتی و تغییر آن ناممکن است؛ در حالی که تمرکز، یک امر اکتسابی است و باید هر روز پرورش و جهت داده شود و هر کس، با هوش عادی خود، می تواند به آن دست یابد؛ پس گفتن این جمله که «من ذاتا آدم حواس پرتی هستم»، کاملاً غلط است و همین ذهنیت نادرست، باعث می شود تا انسان نتواند از تمرکزی عالی برخوردار شود.

منشأ حواس پرتی
حواس پرتی یا منشأ ذهنی و درونی دارد و یا منشأ بیرونی و محیطی.

حواس پرتی درونی و ذهنی، عبارت است از اشکالات فکری انسان و اندیشه هایی که موانعی بر سر راه توجه دقیق به مطالعه و تمرکز حواس ایجاد می کنند. این موانع، شامل مواردی از قبیل درد، رنج، غم و غصه، نگرانی، گرسنگی و تشنگی، سردی و گرمی، ترس، خشم، شادی، سردرد و... می باشد. حواس پرتی بیرونی و محیطی، به محیط پیرامون فرد و یا تحریکات غیرعادی که توسط حواس مختلف انسان ایجاد می شود ارتباط پیدا می کند؛ مانند نور شدید و ضعیف، صداهای ناهنجار، روشن بودن رسانه ای صوتی و تصویری و نظایر اینها.

بیشتر حواس پرتی ها، علل درونی دارند و به طبیعت فرد، ویژگی ها، حالات روحی و روانی و عادات فردی بستگی دارند. بی شک، حواس پرتی بیرونی، آسان تر از عوامل حواس پرتی درونی برطرف می شود. از این رو، می توان بدون توجه به عوامل محیطی، مانند سر و صدای زیاد، شلوغ بودن محیط و حتی داخل سرویس و هنگام مسافرت تمرکز حواس خود را حفظ کرد؛ اما نمی توان در حال گرسنگی و یا تشنگی شدید، نگرانی و ناراحتی و فکر و اندیشه، با تمرکز مطالعه کرد و یا کار دیگری را با تمرکز انجام داد.

روش های تقویت تمرکز حواس
تمرکز حواس در هنگام مطالعه، کلید اصلی و اساسی درک و فهم مطالب است و کلید اساسی تمرکز حواس، استفاده از روش هایی است که باعث تقویت و پرورش مهارت های لازم برای این کار است. بنابراین، بدون تمرکز حواس، ممکن است درک و فهم مطلبی که فقط یک ساعت وقت لازم داشته باشد، ساعت ها وقت بگیرد؛ اما به خوبی فهمیده نشود و اثر مثبتی نداشته باشد. از این رو، کاربرد روش ها و فنونی که به خواننده کمک می کند تا به هنگام مطالعه، فعال باشد، تمرکز حواس را تقویت و مهارت فرد را در ایجاد تمرکز هنگام مطالعه، افزایش می دهد. این روش ها عبارتند از:

1. طرح سؤال
طرح سؤال پیش از مطالعه دقیق، فرد را وادار می کند تا به طور فعالانه و با تمرکز، دقت کافی، انگیزه و علاقه، به مطالعه بپردازد. طرح سؤال هنگام مطالعه، یکی از روش هایی است که خواننده را فعال و به طور عمیق او را درگیر مطالعه می کند و سبب برانگیختن جدیت و تلاش وی به هنگام مطالعه می شود. فرد برای یافتن پاسخ سؤالات خود، بایستی تمرکز حواس خود را حفظ کند؛ زیرا در هنگام مطالعه، نمی توان بدون تمرکز، پاسخ سؤالات را پیدا کرد. بعد از خواندن مطلب و با طرح سؤال، توان میزان فراگیری خود را ارزشیابی کرده، به نقاط قوت و ضعف خود پی می برید. طرح سؤال، سبب ایجاد نظر انتقادی نسبت به مطالب در فرد می شود و موجب می شود تا خواننده در مطالعات بعدی، برای از بین بردن نقاط ضعف خود، با دقت و تمرکز بیشتری مطالعه کند.

2. تندخوانی
تندخوانی، باعث توجه و تمرکز بیشتر و فهمیدن مطالب و در نتیجه، باعث یادگیری بهتر می شود. فکر و ذهن ما قادر است هزاران کلمه را در دقیقه از خود عبور دهد؛ ولی اگر سرعت مطالعه ما پایین باشد، ذهن، وقت اضافی می آورد و ناچار به این شاخه و آن شاخه می پرد و در نتیجه، حواس پرتی ایجاد می شود. مطالعه سریع یا تندخوانی، فرصت جولان به ذهن نمی دهد و سبب برقراری تمرکز حواس هنگام مطالعه می شود.

3. خواندن اجمالی
روش خواندن اجمالی، مبتنی است بر یک نمونه گیری سریع از نکات اساسی و صرف نظر کردن از جزئیات. در این روش، خواننده، مطالب را سازمان بندی می کند و آن گاه هدف از مطالعه خود را مشخص کرده، مقدار زمان مطالعه و میزان دشواری کتاب را تخمین می زند و سپس از طریق سؤال کردن، کنجکاوی، علاقه، دقت و تمرکز حواس خود را افزایش می دهد.

4. جدیت در مطالعه
به محض نشستن پشت میز مطالعه، خواندن را با جدیت شروع کنید؛ زیرا اگر سریع مشغول به کار مطالعه شوید، تمرکز حواس زود به دست می آید. این ضرب المثل چینی را به یاد داشته باشید که «فتح ستارگانی که هزاران فرسنگ از ما دور هستند، با برداشتن قدم اول، امکان پذیر است». شک و تردید، موجب حواس پرتی یا ایجاد تخیلات واهی می شود. اجازه ندهید چیزی جز مطالعه، ذهن شما را مشغول کند. تصمیم بگیرید و مقدار زمانی را برای مطالعه مشخص کنید و خود را به مدت زمانی خاص محدود کنید. در این زمان، از مطالعه دست نکشید و به مطالعه ادامه دهید؛ اما زمان مطالعه را طولانی نکنید. بیهوده وسواس به خرج ندهید و بهانه تراشی نکنید. به خود تلقین کنید که فرد بااراده ای هستید و می توانید هر درسی را به خوبی یاد بگیرید. جدی باشید و با علاقه و انگیزه مطالعه کنید تا هنگام مطالعه، دچار حواس پرتی نشوید.

5. استفاده از راهنما به هنگام مطالعه
یکی از شیوه های برقراری تمرکز حواس، استفاده از یک راهنما، چون انگشت سبابه، مداد و... به هنگام مطالعه است؛ زیرا استفاده از یک راهنما هنگام مطالعه، باعث تمرکز حواس بهتر، عادت به روان خواندن، جلوگیری از برگشت برای دوباره خواندن و اتلاف وقت و جلوگیری از خستگی چشم و ذهن می شود.

6. خط کشیدن زیر مطالب مهم
استفاده از این روش، یکی از شایع ترین روش هایی است که اغلب دانشجویان از آن استفاده می کنند. هنگام مطالعه، با استفاده از یک مداد، و مطالب مهم و اساسی را علامت گذاری کنید؛ زیرا برای مشخص نمودن مطالب مهم و اساسی، خط کشیدن زیر آنها لازم است.

7. داشتن علاقه به مطالعه
علاقه به مطالعه، یکی از شرایط اصلی و اساسی ایجاد تمرکز حواس، هنگام مطالعه است. وقتی خواننده به موضوعی علاقه مند می شود، خودبه خود بر آن تمرکز می کند؛ بیشتر دقت می کند و به راحتی مطالب را به حافظه می سپارد و بعد هم خیلی راحت آن را به خاطر می آورد. سعی کنید با ایجاد انگیزه های نیرومند و در نظر گرفتن هدف هایی که برایتان مهم و جالب توجه است، نسبت به مطالعه، شوق و علاقه پیدا کنید. موقعیت هایی را که نمی توانید در آنها تمرکز حواس داشته باشید، تجزیه و تحلیل کنید؛ احساسات خود را مورد بررسی قرار دهید و بدایند که چه عواملی افکار شما را دگرگون می کنند. افکار منفی و بیمارگونه را از خود دور کنید و هر موقعیت را تا حدی که می توانید، به طور منطقی، تعبیر و تفسیر کنید.

8. تعیین زمان و مکان مطالعه
یکی از راه های برقراری تمرکز حواس، این است که مطالعه در ساعتی از روز انجام گیرد که برای فرد، مناسب تر است؛ اما تخمین مناسب ترین زمان برای مطالعه، کاری دشوار است و به عادات فرد بستگی دارد. برخی افراد عادت دارند تا نیمه های شب بیدار بمانند و با استفاده از سکوت و آرامش شبانه، با خیال راحت و آسوده مطالعه کنند؛ اما برخی دیگر عادت دارند شب زود بخوابند و صبح زود از خواب بیدار شوند و به مطالعه بپردازند. با این توصیف، تعیین زمان و مقدار مطالعه، باعث آگاهی از تمام زمینه مطالعه، برقراری تمرکز، عدم سردرگمی، جلوگیری از اتلاف وقت و انرژی و فهم بهتر مطالب می شود.

9. یاد بگیر که بگویی نه
زمانی که تصمیم گرفتید مطالعه کنید، اما دوستان یا هم اتاق های شما درخواست می کنند که دور هم جمع شوید، هنر گفتن نه را در خود تقویت کنید. اگر این اراده در شما ضعیف است، می توانید روی در اتاق مطالعه خود بنویسید: لطفاً «مزاحم نشوید». اگر موفق نشدید، می توانید کارهای دیگری انجام دهید که نشان دهد شما دوست ندارید که کسی باعث از هم گسیختن افکار شما شود.

10. ترک افکار منفی و داشتن افکار مثبت
مطالعه عمیق و یادگیری ثمربخش، وقتی حاصل می شود که فرد، تصور مثبتی از خود داشته باشد و به خود اعتماد کند؛ زیرا اعتماد به خود، مهارت و نیرو را افزایش داده، مغز را سالم تر می کند. وقتی می خواهید کاری انجام دهید، از گفتن کلماتی مانند نمی خواهم، نمی دانم و نمی توانم، بپرهیزید و جمله «این کار محال است» را از دفتر زندگی خود خط بزنید. ترس، بدگمانی و بی ارادگی را از خود دور کنید و هرگز به خود اجازه ندهید تا هیجانات و افکار منفی، شما را در خود غرق سازد و تمرکز حواس شما را مختل کند. اعتماد به نفس داشته باشید و پیوسته با خود تکرار کنید که قادر به انجام هر کاری هستید و بدین طریق، تفکر مثبت را در خود پرورش دهید.

قوی بودن اعتماد به نفس، احساس شعف و شادی را در شما به وجود می آورد و در حالت شادمانی، از تمرکز حواس خوبی برخوردار می شوید؛ بهتر فکر می کنید؛ بهتر مطالعه می کنید و نتیجه، کارتان بهتر می شود. «مارگات کوربت» می نویسد: «انسان در بحر اندیشه های خوشایند، حافظه ای بهتر پیدا می کند و ذهن در حالت آرامی قرار می گیرد و میل به یادگیری را در خود به وجود می آورد». از این رو، خودپنداری مثبت، مهم ترین کمک برای تمرکز و یادگیری است. اگر بتوانیم تصورات غلط و منفی را از خود دور و تصورات مثبت را جایگزین کنیم، می توانیم علاقه به مطالعه و یادگیری را در خود ایجاد کنیم.

11. عدم هماهنگی اراده و تخیل خواننده، مانع تمرکز است
اگر تخیل خواننده با اراده اش هم سو نباشد، خواننده نمی تواند تمرکز حواس کافی و لازم داشته باشد. در روان شناسی، ثابت شده است که در این تضاد، قدرت تخیل، قوی تر از قدرت اراده است. وقتی دانشجویی کتابی را باز می کند و به مطالعه آن اقدام می کند، پس از مدت کوتاهی، افکاری به ذهنش خطور می کند؛ مثلاً با دوستانش فوتبال بازی کند یا با هم به سینما بروند یا فلان فیلم را تماشا کنند. این تخیلات، باعث می شود تا خواننده، تمرکز خویش را از دست بدهد و سرانجام از خواندن کتاب منصرف شود. برای غلبه بر این مشکل، خواننده وقتی مایل به مطالعه درباره موضوعی خاص باشد، بهتر است خود را در حال و هوای مخصوص آن موضوع قرار دهد؛ مثلاً اگر کتاب شعری می خواند، خود را در حال و هوای شاعر در هنگام سرودن یا خواندن آن شعر قرار دهد و اگر کتاب پزشکی می خواند، خود را در حال و هوای پزشک در هنگام معالجه بیمار قرار دهد تا از این طریق، خیال و اراده را با هم هماهنگ کند. تا زمانی که آهنگ تخیل و اراده هماهنگ باشند، تمرکز حواس حفظ می شود.

12. کاستن حواس پرتی های ناشی از شرایط بدنی
خواب نامنظم و فعالیت ها و عادات غذایی نادرست، می توانند از علائم و مشکلات مربوط به تمرکز باشند؛ به عنوان مثال، سنگینی معده و سیری بیش از حد، یکی از زمینه های عدم تمرکز به هنگام مطالعه است. شما باید از خوردن غذاهای پرحجم خودداری کنید؛ زیرا با سرازیر شدن خون به سمت دستگاه گوارش، از بنیه حسی و ذهنی شما کاسته می شود. همچنین باید بدانید که صبحانه کافی و مقوی، نقش مهمی در ایجاد و برقراری تمرکز حواس در طی روز خواهد داشت. در اولین غذای روز، همراه با کربوهیدرات، پروتئین نیز میل کنید؛ مثل تخم مرغ، ماهی، پنیر یا خشکبار. سعی کنید به این ضرب المثل عمل کنید: «صبحانه را مانند پادشاهان، ناهار را مانند شاهزاده ها و شام را مانند فقرا صرف کنید».

13. یادداشت برداری هنگام مطالعه
یادداشت برداری، نوعی تکرار درست است که هم سبب تمرکز حواس و هم موجب بیشتر به خاطر سپردن مطلب می شود. یادداشت برداری خوب، کاری جدی و فعال است که موجب اندیشیدن می شود. برای برقراری تمرکز حواس جهت نوشتن، هماهنگی چشم و مغز (به منزله نوعی یادگیری تجسمی چند بعدی) با عاملی بی نظیر است که تمرکز حواس را تقویت کرده، فهم مطالب و سرعت یادگیری را افزایش نباشید.

14. برای تمرکز حواس، به دنبال سکوت مطلق نباشید
یکی از باورهای بسیار نادرست برخی از شما این است که برای تمرکز حواس، باید در سکوت مطلق باشید. واقعیت این است که هر چه محیطی ساکت تر باشد، برای تمرکز حواس بهتر است و ما محیطی را برای مطالعه انتخاب می کنیم که سر و صدای کمتری داشته باشد؛ اما به هیچ عنوان نباید در جست وجوی محیطی باشیم که سکوت مطلق بر آن حکم فرما باشد. بهترین مکان برای مطالعه، جایی است که سر و صدا در آن از بقیه جاهای موجود کمتر باشد؛ مثلاً اکنون می خواهید مطالعه کنید و تنها مکانی که در اختیار دارید، اتاقی است که در آن تلویزیون روشن است؛ مسلما این محیط، ایده آل نیست؛ اما شما در دورترین نقطه اتاق از تلویزیون و پشت به آن بنشینید و مطالعه کنید. در این حالت، شما از بهترین شرایط ممکن برای مطالعه استفاده کرده اید.

مطالعه در جای کاملاً ساکت، غلط است؛ زیرا اگر شما این گونه به محیط بسیار ساکت عادت کنید، شرطی می شوید و فقط در چنین مکان هایی می توانید مطالعه کنید و آن وقت در محیط های دیگر، با کوچک ترین سر و صدایی، تمرکز حواس شما به هم می ریزد و ایجاد تمرکز دوباره، برایتان بسیار مشکل است.

15. نظم مکانی، تمرکز حواس را تقویت می کند
اخیرا ژاپنی ها تحقیقات جالبی را روی یک گروه هزار نفری انجام داده اند. در این تحقیق، کودکان ده ساله ای که از بهره هوشی، استعداد و توانایی ذهنی نسبتا یکسانی برخوردار بوده اند، هر کدام در محیط متفاوتی از دیگران قرار گرفتند. محیط مطالعه نفر اول، بسیار درهم ریخته و شلوغ بود. اتاق نفر دوم، آشفتگی نسبتا کمتری داشت و اتاق نفر سوم نسبت به نفر دوم، کمی منظم تر و با وسایل کمتری بود و به همین ترتیب تا نفر هزارم که اتاق بسیار منظم و مرتبی، با حداقل وسایل داشت؛ کتاب های یکسانی به همه دادند و به هر یک، فرصت مناسبی برای مطالعه در اتاق های مخصوص داده شد. بعد از پایان زمان تحقیق، نتیجه تحقیق این گونه بود:

میزان مطالعه، بازدهی، میزان به خاطر سپاری و تمرکز، با میزان نظم و ترتیب اتاق ها، نسبت مستقیم داشت؛ یعنی هر فردی که در اتاقی با اسباب و وسایل کمتر، مرتب تر و منظم تری قرار گرفته بود، بازدهی کمّی و کیفی بیشتری را در مطالعه خود نشان می داد. «شاکتی کوالن» در کتاب بازتاب های نور، می نویسد: «هر وضعیت درونی، انعکاسی بیرونی و محیطی دارد و هر وضعیت محیطی، بازتابی درونی»؛ یعنی وضعیت منظم پیرامون شما، به نظم فکری و درونی شما کمک می کند. بنابراین، قبل از مطالعه، دو سه دقیقه هم که شده، به مرتب کردن اتاق یا میز مطالعه خود بپردازید و این مسئله را جدی بگیرید.

16. بهره برداری از تکنیک «حالا این جا باش»
به احتمال زیاد، این فن ساده و فریبنده، بسیار مؤثر است؛ یعنی هر وقت متوجه می شوید که فکرتان از موضوع منحرف شده، به خودتان بگویید حالا این جا باش و به آرامی توجه تان را به جایی که می خواهید، برگردانید؛ برای مثال، شما در کلاس درس هستید و توجه تان از سخنان استاد به تکالیفی که دارید یا به قرار ملاقاتتان معطوف می شود. در این هنگام، به خودتان چنین بگویید: «حالا این جا باش» و دوباره حواستان را متمرکز کنید و تمرکزتان را به سخنان استاد برگردانید و تا جایی که ممکن است، این حالت را حفظ کنید. اگر شما فردی طبیعی باشید، چه بسا این کار را صد بار در هفته انجام دهید؛ اما پس از مدتی، درخواهید یافت که هر روز نسبت به قبل، فاصله زمانی بین منحرف شدن افکارتان بیشتر می شود. بنابراین، صبور باشید و آن را حفظ کنید و ببینید که پیشرفت خواهید کرد.

17. تسلیم حواس پرتی های بیرونی نشوید
وقتی در اتاقی نشسته اید، اگر شخصی در را محکم و با سر و صدا بست، رویتان را به سمت او برنگردانید؛ بلکه ذهنتان را به آن چیزی که مقابل شماست، متمرکز سازید. این کار را در موقعیت های متعدد، مانند موارد زیر تمرین کنید:

در کلاس های درس بگذارید افراد بیایند و بروند و سرفه کنند؛ بدون این که کوچک ترین نگاهی به آنها بکنید؛ گویی آن جا نیستید. بین خودتان و استاد، تونل برقرار کنید. وقتی با کسی در حال گفت وگو هستید، توجهتان را به او معطوف کنید؛ به صورتش بنگرید و به گفته هایش توجه کنید و بقیه دنیا را از ذهنتان بیرون کنید.

18. یادداشت عوامل حواس پرتی
شما اگر حتی بهترین شیوه مطالعه را در پیش گرفته باشید، هیچ گاه عوامل حواس پرتی تان به صفر نمی رسد؛ زیرا ممکن است بعداز مدتی تمرین، حواس پرتی شما تا حد فوق العاده زیادی کم شده باشد؛ اما برخی از اوقات، افکار دیگری غیر از موضوع مطالعه، به سراغ ذهن شما می آید و حواستان را پرت می کند. بهترین و مؤثرترین راه برای مقابله با این حواس پرتی باقی مانده، نوشتن آنها بر روی یک برگ کوچک کاغذ و اختصاص دادن زمانی برای فکر کردن درباره این مسائل است. اگر شما در اوج مطالعه، ناگهان به خاطر می آورید که امشب حتما باید به دوست خود تلفن بزنید، از این لحظه به بعد، شما هر قدر هم که سعی کنید فکر خود را بر روی مطالعه متمرکز کنید، اندیشه تلفن کردن به دوستتان و این که «مبادا فراموش کنم»، ذهن شما را آشفته می کند و شما را آزار می دهد. در نتیجه، شما از همان لحظه، تمرکز حواس خود را از دست می دهید؛ اما اگر به محض آن که این اندیشه به ذهن شما راه یافت، آن را بر روی کاغذی بنویسید، دیگر خیالتان راحت می شود و می توانید به مطالعه متمرکز خود ادامه دهید. یادتان باشد که حواس پرتی را نیز مانند نکات مهم کتاب که فرا می گیرید و ثبت می کنید، باید جایی تخلیه کنید. اگر ننویسید و بگویید باشد برای بعد، توانایی ذهنی خود را کم کرده اید. هر چیزی را که در حین مطالعه به خاطرتان می آید و عامل مزاحم تلقی می شود، گوشه ای یادداشت کنید و بار ذهنی مربوط به آن را تخلیه کنید.

19. کنترل صحبت با خود به هنگام مطالعه
خیلی ها نمی دانند که ما به هنگام انجام تکالیف، به شکل خاموش، با خودمان صحبت می کنیم. صحبت با خود، می تواند فعالیت ها و رفتارهایی را در ما برانگیزد و ما را مورد تشویق قرار دهد و به سر و سامان دادن آن چه بعد انجام می دهیم، کمک کند. ما از طریق صحبت با خود، بر جریان پیشرفت خود نظارت می کنیم؛ اما اگر همین گفت وگوی با خویش، بیش از اندازه ارزش یابانه یا انتقادی صورت گیرد، بر تمرکز، اثر منفی می گذارد. آیا تا به حال تجربه نگارش یک مقاله را داشته اید که در همان سطر اول آن گیر کرده، ناکام شده باشید؟ در این کار، مقصر اصلی، یک ویراستار درونی بسیار سخت گیر بوده است. مقایسه توانایی خود با توانایی دیگران و انتظارات غلط در مورد مدت و کیفیت تمرکزی که باید داشته باشید، می تواند مسئول شکل گیری یک گفت وگوی منفی با خویش باشد. با کمی تمرین، شما می توانید هر قضیه مختل کننده درونی را اداره کنید.

20. انتخاب زمان مناسب
پس از استراحت، به ویژه صبحگاهان، بهترین حالت تمرکز و ساعات خستگی و کسالت، نامناسب ترین اوقات برای تمرکزند؛ البته هنگام صبح، لازم است قدری ورزش کنید تا بدن، آمادگی لازم را به دست آورد.

-- یکی از مهم‌ترین این مهارت‌ها مربوط به استفاده از فضای کلاس درس است، بر این اساس:

مهارت گوش دادن: شما حرف‌ها و صداها را می‌شنوید، اما معنایش این نیست که آنها را درک می‌کنید. اگر بخواهید گوش بدهید، موضوع فرق می‌کند. هرچه بادقت‌تر گوش دهید، بیشتر موضوع را درک می‌کنید. به جرات می‌توان گفت که ناتوانی و ضعف در گوش دادن، علت بسیاری از مشکلات ارتباطی و یادگیری است.

مهارت پرسیدن: پرسش‌های شما نشان‌دهنده دقت، ظرافت، نکته‌سنجی و مهارت‌تان در یادگیری است. پس از سوال پرسیدن نترسید و بموقع و بجا سوال بپرسید.

مهارت یادداشت‌برداری: یادداشت‌برداری مهارتی است که به درک بهتر مطلب و تکمیل دانسته‌ها کمک می‌کند و با جزوه‌نویسی فرق دارد. درواقع یادداشت‌برداری یعنی انتخاب و ثبت نکات کلیدی و مهم.

مهارت خلاصه‌نویسی: خلاصه یک مرور از مطلبی است که خوانده‌اید. درواقع بیان مجددی است از نکات اصلی به زبان خود شما. یک خلاصه نه‌تنها باید شامل نکات اصلی باشد؛ بلکه باید بیان‌کننده روابط میان نکات اصلی هم باشد. خلاصه باید از انسجام برخوردار باشد، یعنی ارتباط منطقی بین جمله‌ها وجود داشته باشد و به زبان خود فرد نوشته شود.

نمایش سوال چاپ سوال رده سنی : تاریخ ایجاد سوال : 1395/11/30

قالَ رَبِّ انْصُرْني‏ بِما كَذَّبُونِ (مؤمنون،26)
اما در مورد رفتار مسخره كنندگان با شما بايد بدانيد، وقتي كسي غيبت يا مسخره مي‌كند يا به شخصي تهمت مي زند از چند حال خارج نيست ؛
- يا نسبت به وي حسادت دارد يا بغض و كينه آنها در دلش مي باشد يا اينكه متكبر است و... . به هر حال اين رفتار زشت و بدي است كه در مورد شما انجام گرفته است و شما به عنوان يك مسلمان كه كتاب راهنمايش، قرآن شريف و الگوي رفتاريش سيره اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) است وظيفه اي داريد، آنهم دفع بدي با خوبي است.
اينجاست كه طوفاني در وجودشان برپا مي شود؛ وجدانشان تحت فشار شديدي قرار مي گيرد و بيدار مي گردد، انقلابي در درون جانشان صورت مي گيرد، شرمنده مي شوند، احساس حقارت مي كنند و براي طرف مقابل، عظمت قائل مي شوند. اينجاست كه كينه ها و عداوتها، با طوفاني از درون جان، برخاسته و جاي آنرا محبت و صميميت مي گيرد. (تفسير نمونه / ج 20 / ص 280 و 281)
روش و سيره پيامبر اكرم و ائمه معصومين (عليهم السلام) نيز چنين بوده و حتي در اكثر موارد، با كفار و دشمنان اسلام – در خارج از ميدان جنگ و جهاد – مهر عطوفت نشان مي دادند.
داستان كافري كه هر روزبر سر راه پيامبر (صل الله عليه و آله) مي رفت و بر سر مبارك ايشان شكمبه گوسفند و خاكستر مي ريخت، زبانزد دوستان و دشمنان اسلام قرار گرفت. قضيه امام حسن مجتبي (عليه السلام) با عربي كه به ايشان ناسزا گفت و پس از سكوتش حضرت به آنها فرمود (مضمون كلام حضرت اين بود كه ) : اگر گرسنه اي، برهنه اي، جا و مكان نداري و...ما به تو غذا و پوشاك و مسكن مي دهيم و... آن عرب فحاش به دست و پاي امام افتاد و ... . البته لازم به ذكر است كه اگر اين عمل ما باعث سوء استفاده طرف مقابل گردد، از روش ديگري بايد استفاده كنيم.
پس شما پرسشگر عزيز بهتر است:
1- اگر آنها از دوستانتان هستند، اولين كاري كه مي كنيد اين باشد كه، زشتي عملي كه آنها انجام داده را به رويشان نياوريد بلكه با تعريف از آنها نزد ديگران، محبت خويش را به ايشان برسانيد و در عوض ظلمي كه به شما شده، خوبيشان را نزد ديگران بيان و از آنها تعريف كنيد. به احتمال زياد، وقتي شما صبورانه به اين كار خود ادامه دهيد و با رفتار مهربانانه و دوستانه‌اي برخورد كنيد، از كار خويش شرمگين شده و در نحوه رفتار با شما تجديد نظر خواهند كرد و چه بسا به فرموده قرآن كريم تبديل به دوستي صميمي براي شما گردند.
2- در صورتي كه اين روش، موثر واقع نشد – كه بسيار كم اتفاق ميافتد – بهتر است نزد آنها برويد و به صورت چهره به چهره، و با آرامش و مهرباني از آنها سوال كنيد كه آيا بهتر نيست اگر عيبي در شما مي‌بينند آن را به خودتان بگويند؟ و اگر نيست، چرا نزد ديگران استهزا مي‌كنند؟ اگر به همين صورت كه عرض شد رفتار كنيد به احتمال زياد، آنها شرمنده خواهند شد و از شما عذر خواهي خواهند كرد، يا نهايتا به توجيه مي پردازند، كه همين نيز نشانه پشيماني است.
3- در پايان نيز چه به توافق رسيديد چه نه، به آنها بگوييد كه شما را بخشيدم و دوست دارم ارتباط بهتري با شما داشته باشم. (البته اگر آنها ويژگي‌هاي دوست خوب را دارند وگرنه به آرامي و در طول زمان، از آنها جدا شويد. معيارهاي دوست خوب را نيز مي‌توانيد از ما بخواهيد.)
4- بهترين روش رفتار با ديگران و جلب محبت را مى‏توان از كلام رسول ‏اكرم(ص) آموخت كه فرمود: «هيچ يك از شما مؤمن نيست مگر اينكه براى ديگري آن را بخواهد كه براى خود مى‏خواهد» (بحارالانوار، ج 71، ص 234) بنابراين اگر روشى را دوست داريد كه مردم آنگونه با شما رفتار كنند، به همان روش با ديگران برخورد كنيد. هر چه را براى ديگران پيشنهاد مى‏كنيد همان بهترين روش است و شما نيز بر اساس آن با آنان رفتار كنيد. زيرا انسان جز انتظار خوش رفتارى از مردم ندارد، كمترين اهانتى را از سوى آنان نمى‏پذيرد راضى نيست كه كسى به آنها تهمت زند، و نمى‏پسندد كه كسى از معايب آنها پيش ديگران سخن بگويد هر چند آن عيوب را واقعا داشته باشد.
5ـ اگر خواستيد شخصى را نسبت به موضوعى متقاعد سازيد سعى نكنيد پيرامون آنچه شما مى‏خواهيد با آنها به جر و بحث بپردازيد بلكه آن حال از خواسته خود كوتاه بياييد و خواسته آنها را در نظر بگيريد آنگاه نظر خودتان را مطرح كنيد.
6ـ در روابط اجتماعى با ديگران سعى كنيد از انتقاد، سرزنش و گلايه خوددارى كنيد.
7ـ سعى كنيد نكات مثبت در رفتار و شخصيت ديگران را شناسايى كرده و آنها را به خاطر آن ويژگي ها و رفتارها، تحسين صادقانه داشته باشيد نه آنكه روى نكات منفى وى انگشت گذاشته آنها را مذمت كنيد.
8ـ سعى كنيد شنونده خوبى براى ديگران باشيد و ديگران را تشويق كنيد درباره خود با شما حرف بزنند.
9ـ به ديگران احترام بگذاريد و كارى كنيد كه احساس كنند مهم و با ارزش هستند و اين كار را صميمانه انجام دهيد.
10ـ در برخورد با ديگران با چهره‏اى گشاده و لبخند سخن را آغاز كنيد.
11ـ به جاى اينكه مستقيما به ديگران دستور دهيد كارى براى شما انجام دهند، خواسته خويش را به شكل سؤال طرح كنيد و به طور غيرمستقيم از آنها بخواهيد خواسته‏تان را عملى كنند.
12ـ اگر ديگران كارى براى شما انجام دادند، آنها را به هر طريقى كه ممكن است خوشحال كنيد و از آنها تشكر و قدردانى كنيد.
13- هر چند اصول كلي معاشرت يكسان است ولي ويژگي هاي شخصيتي و حقوقي ديگران متفاوت است و بايد متناسب با آن سطح، رفتار مناسب داشت.
14- گاهي انسان بخاطر عدم رعايت حد و حدود شوخي و جدي و يا همه امور را به شوخي گرفته و يا حداقل در ظاهر و در ابتداي امر جدي نگرفتن موضوع و رفتار شوخ طبعي فرد، ممكن است باعث آن شود كه ديگران تصوير جدي از فرد نداشته باشند و بي مهابا او را مسخره كنند و به خود اجازه دهند هرگونه كه مي‌خواهند با شخصيت آنها بازي كنند. بنابراين توصيه مي شود با رعايت حدود شوخي و جدي خود را از اين اتهام خارج كنيد.
15- از ارادتهاي بي جا نيز خودداري كنيد زيرا اگر اين نوع ارادتها از محدوده خود خارج شود، خود متهم به چاپلوسي مي شود و به قصد و نيت پاك و صحيح وي نيز در موارد خدمت رساني و كمك به ديگران نيز مخدوش مي شود.
16- عصباني و پرخاشگر نشويد زيرا باعث عكس العمل منفي در طرف مقابل و تخريب شخصيت در نگاه ديگران مي شود.
17- سكوت و تحمل بيجا نداشته باشيد و روحيه سلطه پذيري را از خود دور كنيد زيرا نه تنها خودتان دچار رنجش دروني مي شويد بلكه طرف مقابل را نسبت به رفتارش جسورتر مي كنيد.
18- براي رسيدن به موفقت نهايي، صبور باشيد، توكل داشته باشيد و ياد ائمه (عليهم السلام) و توسل به ايشان را از ياد نبريد.
19- به اين آيه توجه كنيد: «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً (فرقان63) و بندگان (واقعى خداى) رحمان كسانى ‏اند كه بر (روى) زمين با آرامش و فروتنى راه مى‏روند، و چون نادانان آنها را (به گفتار ناروا) طرف خطاب قرار دهند آنها سلام (سخنى مسالمت‏ آميز و دور از خشونت) گويند.»از جمله ويژگي‌هاي بندگان خاص خدا نداشتن كبر و غرور و خودخواهى است كه در تمام اعمال انسان و حتى در كيفيت راه رفتن او آشكار مى‏ شود زيرا ملكات اخلاقى هميشه خود را در لابلاى اعمال و گفتار و حركات انسان نشان مى‏ دهند، تا آنجا كه از چگونگى راه رفتن يك انسان مى‏ توان با دقت و موشكافى به قسمت قابل توجهى از اخلاق او پى‏ برد.
در ادامه آيه دومين وصف آنها را، حلم و بردبارى بيان مي‌كند؛ چنان كه قرآن در ادامه همين آيه مى‏ گويد:« و هنگامى كه جاهلان آنها را مورد خطاب قرار مى‏دهند و به جهل و جدال و سخنان زشت مى‏پردازند در پاسخ آنها سلام مى‏ گويند»
سلامى كه نشانه بى اعتنايى توأم با بزرگوارى است، نه ناشى از ضعف، سلامى كه دليل عدم مقابله به مثل در برابر جاهلان و سبك مغزان است، سلام وداع گفتن با سخنان بى رويه آنها است، نه سلام تحيت كه نشانه محبت و پيوند دوستى است، خلاصه سلامى كه نشانه حلم و بردبارى و بزرگوارى است. اين دستور نوراني راه روشني در برخورد را اين گونه افراد براي ما ترسيم مي‌كند.
دوست عزيز، اميرمؤمنان در سخنى نورانى مى‏ فرمايند: «مَنْ اَصْلحَ سَريرتَه اصلحَ الله علانيتَه، و مَن عَمِلَ لِدينه كفاهُ اللّه‏ُ اَمَر دُنياهُ و مَن احسَنَ فيما بينَهُ و بين اللّه‏ِ كفاهُ الله ما بينَهُ و بين الناس؛ آن كس كه درون خود را اصلاح كند، خدا ظاهر [و شخصيت] آنها را نيكو مي‌فرمايد، و آنكه به كار دينش پردازد، خدا كار دنياى آنها را درست سازد، و آن كه رابطه خود و خدا را اصلاح نمايد، خدا نيز رابطه آنها و مردم را نيكو مي‌نمايد» (نهج‏البلاغه، حكمت 89)

درمقابل تهمت به چند نکته باید توجه کرد:

1- به طور کلي در اين موارد بايد از برخورد هاي احساسي و نسنجيده و انفعالي خود داري کرد .
2-اگرفرد تهمت زننده اهل منطق و استدلال است و انسان منصفي است مي توانيد با آرامش براي او توضيح دهيد که شما اشتباه مي کنيد و اين مطلب واقعيتي ندارد .
3- دربرخي روايات آمده است که معصومين -ع- در برابر تهمت زنندگان بي منطق به آنها چنين مي گفتند : اگر اين مطلبي که به من نسبت مي دهي درست باشد و اين صفت زشت در من باشد خداوند مرا ببخشد و اگردورغ باشد و مرا بي دليل متهم مي کني خداوند تو را ببخشد . بنا بر اين اگر اين فرد اهل انصاف و منطق نباشد و بحث با او بي ثمر باشد به تبعيت از ائمه -ع- مي توانيد چنين جمله اي به او بگوييد .
4- آن چه براي مومن مهم است خشنودي الهي است وانسان خداجو بايد به وظيفه خود عمل کند واعمالش را براي رضاي خدا و با نيت صادقانه انجام دهد واهميتي به حرف و قضاوت ديگران ندهد . نبايد به خاطر حرف ديگران در انجام اعمال دچار ضعف و سستي و ترديد شد و سخن آنها اثري بر روند اعمال و برنامه ما داشته باشد .
5- در پاسخ به کسي که به ما تهمت ريا در عبادت و نماز مي زند مي توان گفت : من اگر نيکم اگر بد تو برو خود را باش و به او گفت هر کس مسئول اعمال خود است و بايد مراقب خود و اعمال خود باشد .
6-البته لزومي ندارد انسان به هر حرفي پاسخ بدهد و خود را درگير بحث هاي بي حاصل کند زيرا اين گونه سخنان دل را تيره مي کند و موجب هدر رفتن وقت و عمر ارزشمند انسان مي شود .

در ضمن خود را از مکان ها وافرادی که برای انسان مسئله ساز هستند دور کنید به طور مثال به مکان هایی که برای افراد لا ابالی می باشد نرفته وبا انها معاشرت نداشته باشید این خود باعث میشود که انسان از مواضع تهمت خارج شود.به کارهای خوب مشغول شوید به مسجد و هییت بروید خوش زبان باشید به دیگران کمک کنید اینها هم خیلی به شما کمک میکند که در نظر مردم انسان متدین ومومن جلوه دهید و ذکر خیر از شما باقی بماند

نمایش سوال چاپ سوال رده سنی : تاریخ ایجاد سوال : 1395/11/30

با توجه به ابهاماتی که در مورد آسمان و کهکشان‎ها از نظر علمی وجود دارد؛ نمی‎توان درباره ی معنای هفت آسمان در قرآن نظر قطعی داد و چند نظریه به صورت احتمال و گمان مطرح می‎شود.(در هرحال می توان گفت که این خورشید که ما هر روز می بینیم فقط برای آسمان اول است.)

-- مقصود قرآن از واژه ی «هفت آسمان»

مفسرین درباره ی واژه ی «هفت آسمان» چندین احتمال داده‎اند.

الف: هفت به معنای عدد حقیقی باشد که در این صورت این احتمالات متصور است.

1. هفت آسمان پر از ستاره و سیاره که هر یک مثل آسمان کره خاکی زمین می باشند. احتمال وجود هفت جهان مشابه که هنوز کشف نشده است، وجود دارد.

2. هفت مقام قرب و حضور و موجود عالی معنوی (هفت آسمان) در مقابل هفت مرتبه ی پست وجودی طبیعت.

ب. هفت، به معنای کثرت باشد که در این صورت احتمالات زیر متصور است:

1. آسمان‎های زیادی (مجموعه کرات و سیارات و...) خلق کرد. و زمین‎های زیادی (کره‎های خاکی مشابه زمین) خلق کرد. که همه آن‎ها در فضا شناور و معلق هستند.

2. تعداد زیادی از طبقات جوّ آسمان را خلق کرد و تعداد زیادی از طبقات داخلی زمین یا قطعات زمین و اقلیم‎ها را خلق کرد.

3. مراتب معنوی و مقامات قرب و حضور و موجودات عالی بسیاری خلق کرد.

نباید از این نکته غافل شویم که هدف قرآن هدایت معنوی و تربیتی بشر است و اشاره قرآن به مواردی از قبیل هفت آسمان و زمین، حرکت خورشید و زمین و... علاوه بر حقانیت آنها، نشان از قدرت لایزال او و هموار نمودن راه خداشناسی و آماده کردن زمینه تفکر و تدبر در آفرینش است. همچنین بعضی از مطالب علمی قرآن نیازمند به زمان و اثبات علم تجربی می‌باشد اگر علوم در مسائل علمی قرآنی نظریه‌ای نداد، دلیل بر باطل بودن نظریه قرآن نیست.

برای مطالعه بیش‎تر به کتاب‎های ذیل مراجعه نمایید:

1. پژوهش در اعجاز علمی قرآن، محمدعلی رضایی اصفهانی، ج 1، ص 134.

2. معارف قرآن، محمدتقی مصباح یزدی، ص 234.

3. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، ج 1، ص 165.